منزل مبله شیراز   اجاره سوئیت در شیراز   
 تكست - متن - شعر - اس ام اس - دلنوشته تكست - متن - شعر - اس ام اس - دلنوشته .

تكست - متن - شعر - اس ام اس - دلنوشته

اس ام اس غمگين - دلشكسته

اس ام اس غمگين - اس ام اس دلشكستگي - دلشكسته - شكست عشقي

از ياد …
از دست …
از حال …
از رو …
از بين …
به خودت كه مي آيي مي بيني رفته اي !


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۷:۰۰ توسط:تكست موضوع:

متن شكست عشقي متن دلشكستگي

فكرشو كن

يه روز تو زندگيت يكي وارد شد

كه تمام زندگيت بود

يكي كه خندش از هر فاصله اي كه بود

يه حس خوبو تو جون و دلت القا ميكرد

كسي كه كوچيكترين مريضيش نگرانت ميكرد

كسي كه كوچيكترين عذابيو نميخواستي تجربه كنه

حاضر بودي به جاش خسته باشي

به جاش مريض باشي

بجاش گريه كني

به جاش ناراحت باشي

كسي كه اگه تب ميكرد تو ميمردي

حالا از حالش خبر نداري

از ناراحتياش

از غصه هاش

از خنده هاش و شادي هاش

و هزار بار تو خودت ميشكني و دم نميزني

كاش عشقي وجود نداش

كاش من هنوز اون دختر بي احساس بودم كه ذره اي احساس نداش

كاش هيچوقت با تو آشنا نميشدم

كه الان بعد دوماه حتي يه ذره هم بهتر نشم

كه بيام پيامات با اين و اون رو بخونم

حالا چه سرد جواب بدي چه صميمانه

و من تو حسرت اينا بمونم

كه اسمت بياد از خودم بيخورد بشم

بغض تو گلومه و ميزنم به خنده و ديوونه بازي

حال اون دختر مورد علاقت

اوني كه دوسش داشتي

اوني كه يه روزي برات با همه فرق داشت

الان به گوه ترين وضع ممكن بده

كاش تو تنها درمان اين دردم نبودي

كاش اينقدر ديوونت نبودم

ميدوني شايد يه روز عاشق بشم

ولي ديگه ديوونه كسي نميشم ميفهمي چي ميگم؟


http://uupload.ir/files/7gua_picsart_11-19-09.24.39.png

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ قضـآوتـــ♛♕

ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﺪ

ﭼﻮﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ

ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﺮﮔﺬﺷﺘﻢ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ

ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ



http://uupload.ir/files/ehb_img_20180211_124149_997.jpg


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ خـودکشـیـــ ♛♕

امروز حالم اونقدر خراب بود که تصمیم گرفتم خودکشی کنم

بی اندازه خسته شدم

بی اندازه بقیه رو از خودم خسته کردم

مامانم بهم میگه دوستاتو میبینم

که اینقدر خوشحال و شادن و اینقدر روحیه بالایی دارن

اونقد تورو هم میبینم که ...

ادامه نمیده میذاره هرجور دلم میخواد حرفشو کامل کنم

میگه وقتی ناراحتی من حالم بیشتر خراب میشه

میگه حال و روحیت دست خودته میتونی شاد باشی

بهش گفتم خواستم نشد

بهش گفتم دست من نیست

گفتم مادر من حواسم نیست

گفتم فکرم اینجا نیست تمرکز ندارم

تمام هوش و حواسم یه جای دیگست

ساکت شد و هیچی نگفت

مادره نگران بچشه

دلش میخواد کمک کنه دلش میخواد بدونه

رفتم دوش بگیرم تیغو رو رگم گذاشتم و کشیدم

اول یه خراش کوچیک و سوزش و قطرات خونی که جاری شد

دوباره روش کشیدم و یکم فشار دادم

سوزش بیشتر و خون بیشتر

خواستم تمومش کنم و عمشق ترش کنم

انداختمش کنار و شروع کردم به گریه کردن

اون از این چیزا متنفر بود

الانم هست

منم متنفرم ولی میخوام انجام بدم

میخوام بمیرم

ولی اینکارو نکردم

کل روزو گریه کردم

حالم داره بدتر و بدتر میشه

نمیخوام ولی دیگه نمیکشم


http://uupload.ir/files/jh75_160.jpg

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ دوچــرخـهــ ♛♕

دیشب مثل همیشه حالم خراب بود

خواستن برن مهمونی و گفتم نمیام

جیغ و دادا همه رو سرم آوار شد

یکی یکی شرو کردن سرزنش کردن

مامانم گفت خسته شده دیگه نمیتونه تحملم کنه

اون لحظه به مامانم گفتم کاش بمیرم همتون راحت شین

خدا میدونه اون حرف من واقعا از ته دلم بود

مامانم میگه شدی مثل ماتم زده ها

مثل اینایی که یکی از فامیلای درجه یکشون مرده

شدی مثل داغ دیده ها

اوایل که علیرضا رفت

تو شوک بودم ینی هنوزم هستم ولی اون اوایل بیشتر

فکر میکردم میاد

برای همین وقتی خودمو تو اتاقم حبس میکردم فکر میکردن خوبم

فکرمیکردن درس میخونم یا اهنگ گوش میدم یا خوابم

نمیدونستن دختر یکی یدونشون تا جایی که توان داره گریه میکنه

نمیدونستن اینقد هق هق میکنم تا بیهوش میشم و خوابم میبره

مامانم افتاده دنبال دکتر و این درمون گیاهی و ...

نمیدونه اونی ک درمان منه نمیخواد دوای دردم بشه

خلاصه رفتم مهمونی سعی کردم بخندم

ولی اون دختر شلوغ و پر سروصدا الان دیگه خیلی آرومه

بهم میگن بزرگ شدی

من بزرگ نشدم من پیرشدم

رفتم دوچرخه بازی

برای خودم بلند بلند میخوندم خیلی خلوت بود خب

ب این فکر میکردم سرعت بگیرم و برم تو دیوار و بوم پایان

یه پسر بچه تو اون اوضاع منو دید گف چی زدی؟

گفتم هیچی والا دختر عموم گف ویسکی

پسره گف برو از سنت خجالت بکش  -_-

وقتی برگشتم خونه دعوام شد و جلوی جمعیت زدم زیر گریه

خورد شدم دیگه زندگیو نمیخوام

تا اینجا چند راه برای خودکشی انتخاب کردم

یکی با دوچرخه برم تو دیوار

یکی رگ گردنمو دوس دارم بزنم

یکی هم با قرص

قبلا اولین گزینم پرتاب از ارتفاع بود

راستی اون از دخترای ضعیف ک اینکارا رو میکردن خیلی بدش میومد

چیشد من تبدیل به یه چنین دختری شدم؟


http://uupload.ir/files/i2d1_4.jpg

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ بـآتــو ♛♕

تف به دنیایی که نمیشه با تو بود توش

وقتی شب بود با تو روز داشتم

خواب رفتنو فقط با تو دوست داشتم

حس کردن گرماتو

حتی همه حرفاتو دوست داشتم

http://uupload.ir/files/r6kv_195.jpg


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ بغضـیـ کهـ شکستــ ♛♕

صب بود و نمیخواستم از خواب بیدارشم

میخواستم بازم به خواب پناه ببرم

میخواستم از همه دور باشم

امروز نمیخواستم گریه کنم

نمیخواستم ببارم

حداقل جلوی بقیه نه

حداقل جلوی اونایی که شکسته شدنمو میبینن

و بهم میخندن نمیخواستم بشکنم

یه جور خیلی خاصی بی حس بودم

دوستم فهمید تیغو به قصد خودکشی کشیدم

شرو کرد دعوا کردن

گفت علیرضا یه ماهه همش ازم میپرسه فاطمه چطوره؟

اونم میگفته خوب

راس میگه من خوبم

شاید از نظر بقیه فقط جریانو بزرگش کردم

آدمایی که یه درصدم منو نمیفهمن

بم میگن زندگیت مال خودت نیست

حق نداری بلایی سر خودت بیاری

ولی این زندگی منه

من دارم این ثانیه هارو میگذرونم

من دارم با این افکار و احساسات لحظه هارو میگذرونم

بهم گفت ما اگه کاری میکنیم برای اینه که دوست داریم

گفتم دوستم نداشته باشین

برام مهمن ولی نمیخوام براشون مهم باشم

خیلی باهام حرف زد

از حرف زدنش ملوم بود چی تو سرشه

ولی منو درک نمیکنه

نمیخوام درکم کنه ولی سعی نکنه افکارشو تحمیل کنه

خیلی خودمو کنترل کردم وقتی داره حرف میزنه گریه نکنم

زل زدم ب دستام و غرق افکارم شدم

سعی میکردم صداشو نشنوم

تا اینکه همه چی تار شد

بازم نذاشتم اشکم بریزه

تا اینکه ریخت

و من شرو کردم به هق هق کردن

دست خودم نبود داد میزدم

میگفتم بخدا نمیتونم خواستم نتونستم چرا نمیفهمین

زار میزدم و میگفتم نمیتونم لنتیا

وقتی گذشت و اومدم خونه

تصمیم گرفتم شاد باشم

کل روز دیوونه بازی در آوردم

میدونی خنده هام و دیوونه بازیام چه حسی داش؟

مث دلقکی که یکی از عزیزتریناشو از دست داده

ولی مجبوره بهترین نمایششو اجرا کنه

مجبورم جلو خانوادم و شماها بهترین اجرامو کنم

اونوقت تو خلوتم اونقدر زار بزنم تا یه صدم آروم شم

هعـی...

http://uupload.ir/files/r40q_40.jpg

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ زندگـیمـــ ♛♕

یکی بود که دلم پیش اونه همش

یکی مثِ الان بد حالم خیلی ازش

یکی بود که میخواست باشه زندگیم

ولی الان نیست که بگم دیگه چیزی ازش


http://uupload.ir/files/l7ff_16.png


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ بـرگـرد ♛♕

سیگار و صندلی و تیک تیک ساعت دوستت دارم تو رو یه تیکه کاغذ

شیکستی قلبمو شد تیکه تیکه راحت  ببین بدون تو نمیتونم آخه نیست دیگه طاقت

کنار قاب عکسمون کنار تلفن بهت میگفتم نرو بمون حوصله کن

تموم میشه این مشکلات کم گله کن منو تو میخندیم بعدش باهم یه دله پر

سیگارا میان بیرون از تو پاکت دونه دونه

تو نیستیو الان بی تو خونه سوتو کوره

دلم شکسته بی تو بدجور خونه خونه

بیشتر از این نمیتونه برگرد به این خونه

http://uupload.ir/files/euk_174.jpg

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع:

♕♛ نمیخـوآمــ بشنـومـــ ♛♕

تو كه میدونى من خُلَم

مگه هیچ جوره میگذرم

تو كه میدونى من خُلَم

منِ دیوونه میكَنم ، دل از همه چى

بدون تو بى جونِ این تنم

میمونه تا ابد واست این روحِ بى بدن

نمیخوام بشونم من نمیخوام اصلا

ولى هى میخوان نشون بدن جداییم از هم

حالا جداییم از هم بگو كجایى قلبم

تو اونور دنیا بى من اینوَرَم من تنــها

نگو اشتباه بودش عشقى

كه مثِ حسِ قصه ها بود

گُم میشه هر لحظه دلِ از حِسِت داغون

دور بودیم و شدیم توو این قصه نابود

دوری طِلِسم ما بود ، مثِ حس قصه ها بـــــود


http://uupload.ir/files/hqtm_59.jpg


پ.ن : این تکست سه تیکه از یه آهنگه سال 94عه که من خیلی دوسش دارم

و این روزا قفلم روش


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۱۱:۰۸ توسط:تكست موضوع: